الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
931
علل الشرايع ( فارسي )
و ناصبى را با آنچه از اوصاف كه بر ايشان نقل كردم اين طور ديدهام كه اگر بين مشرق و مغرب را از طلا و نقره پر كنند و به آنها دهند تا از محبّت طواغيت دست كشيده و ولايت و دوستى شما را پيدا كنند امكان ندارد و در راه محبّت طواغيت و ستمگران اگر با شمشير بينى آنها را ببرند و يا كشته شوند حاضر نيستند از آن دست بردارند و اگر منقبتى از مناقب و فضيلتى از فضايل شما را بشنوند بد حال شده و از آن مشمئز گرديده و رنگشان تغيير كرده و آثار كراهت در صورتشان ديده مىشود و اين به خاطر داشتن بغض شما و محبت ظالمان مىباشد . راوى مىگويد : امام باقر عليه السّلام تبسّم كرده و فرمودند : اى ابراهيم اينجا است كه ناصبىهاى عامل به اعمال ياد شده هلاك مىشوند و پيوسته در آتش فروزان دوزخ معذّبند و از چشمه هاى آب گرم جهنم آب مىنوشند و به خاطر همين است كه خداى عزّ و جلّ مىفرمايد : ما توجه به اعمال فاسد بىخلوص و بىحقيقت آنها نموده و تمام را باطل و نابود مىگردانيم اى ابراهيم ، آيا مىدانى سبب و سرّ آنچه گفتى چيست ؟ عرض كردم : اى فرزند رسول خدا برايم بيان كنيد و برهانش را شرح دهيد . حضرت فرمودند : اى ابراهيم خداوند تبارك و تعالى عالم و قديم بوده و اشياء را از هيچ آفريده و كسانى كه معتقدند خداوند اشياء را از چيزى آفريده به او كفر ورزيدهاند زيرا آن چيزى كه اشياء را از آن آفريده بايد قديم و با حق تعالى از ازل بوده باشد در حالى كه اين طور نيست . بلكه حق تعالى اشياء را از هيچ آفريده ، يكى از مخلوقات حق زمين است كه آن را طيّب و پاك آفريد و سپس آن را شكافت و از درونش آب زلال و صاف و شيرين را بيرون آورد و بر آن ولايت ما اهل بيت را عرضه كرد ، آب آن را پذيرفت سپس حق تعالى آن را هفت روز بر روى زمين جارى ساخت تا تمام آن را فرا گرفت ، بعد آب را برد و پس از آن مقدارى از گل روى زمين را برداشت و آن را گل ائمه عليهم السلام قرار داد و بعد گل ولاى ته نشين شده آن گل را برداشت و از آن شيعيان ما را آفريد و اگر گل شما را اى ابراهيم به حال خود مىگذاشت همان طورى كه گل ما را به حال خود گذاشت البته شما و ما يك چيز مىشديم . عرض كردم : اى فرزند رسول خدا : با گل ما مگر خداوند چه كرد ؟ حضرت فرمودند : خداوند متعال بعد از آن زمين شور و ناپاك و متعفّنى را آفريد ، آن را شكافت و آبى بد مزه و شور از آن بيرون آورد سپس ولايت ما را بر آن عرضه